مهربانی
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
مهربانی
شنبه 11 مهر‌ماه سال 1388
بی پایان ترین سرآغاز

 

پروردگارا ....  

میخوانمت در بلندی که خودت بلند ترینی/ میخوانمت به مهربانی که خود مهربان ترینی/ می دانمت به رحمتت که خودت رحیم ترینی/ می دانمت به بزرگی که خودت بزرگترینی/ همه این می خوانمت ها و می دانمت ها بهانه ای هست تا بگویم / 

 خدایا مرا دریاب 

الهی، شب است و پیشانیِ سنگ خورده غفلتم را در پیشگاهِ حضورت بالا می‏برم . بارِ گریه بر پلک هایم سنگینی می‏کند و دامانم پر می‏شود از شکوفه‏های اشک .

شبی دیگر است . و چونان گذشته ، عظمتِ تو را در چشمانِ کوچکم مرور می‏کنم . و از تو می‏نویسم ، بر رویِ خطوطِ خسته خاطرم ؛  از تو که مفهومِ عظمتی و معنایِ شکوه. سراپا دریا می‏شوم ـ دریای شوق ـ و در قطره قطره یادت غرق می‏گردم .

الهی ، ای پایدار و ای یکتای جاویدان ! نام تو مرا به یاد بوی خوشِ محبت ، معنای دل‏انگیزِ اجابت و طعم شیرین رحمتت می‏اندازد ؛ به یاد آرامشِ هفت آسمان و ستارگانِ چشمک زن .

پروردگارا، ای بی پایان‏ترین سرآغاز ! تو را می‏ستایم .

خدایا ،  درتنهائی ها ، نگاهت را ، در جاریِ لحظاتِ خویش می‏جویم و تو را می‏پویم در آرامشی شبیه شب .

الهی ، ای سایه رحمت همه‏گیر و ای آرامش فراگیر ! دلِ لرزانم را با یاد مقدست آرامش بده که آرامش همه در پناه توست .

خدایا !  سرایِ دلم را با صفایِ اشک مصفّا کن که یاد تو ، آرامشی است سیّال در رگ هایم . بگذار در پشتِ درهایِ استغاثه ، سربر دیوار عنایتت بگذارم و های‏ های بگریم . 

« بر در بخشایش ات اشک پشیمانی فشانم ، تا شاید بشویم با اشک پشیمانی ، گناهم را » 

مهربانا ، ای گشایشگر دستگیر ! اینک ، آهنگ تو را دارم و بی‏قرار اجابتت هستم .

پروردگارا ! مرا اسیر آفتاب کن و اسیر خاک نگردان .ای وسعتِ درک ناشدنی ! بگذار بند از بالِ وجودم بگشایم و به سویِ بی کرانه ات پر بگیرم .  

من به توروکرده ام برآستانت سرنهادم .....دوست دارم بندگی را باهمه شرمندگی ها

ازدامِ خاک، پرگشوده و به حَرَمت گریخته‏ام؛ پناهم بده.


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری