مهربانی
X
تبلیغات
رایتل
مهربانی
شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1387
رازی ونیازی

خدایا امروزم مثل تمام روزهات ،  روزقشنگیه .... گفتم بیام یکم باهات حرف بزنم ، ، مثل همیشه.....چرا که درلحظات وثانیه های مقدس به انتظارت نشستن ، و حرف زدن باهات  ، توفیق می خواد ....... می خوام این قشنگیه روز رو با چشمه محبتت ،  سیرابم بکنی ....و درسرسجاده عشق ، کنارت بشینم تاچشامو پر نورکنی ......دلمو روشن کنی .....پس خونه دلمو تاریک نکن ......بزارمثل همیشه بهت تکیه کنم ....و با هرگامم،  قبل ازهرچیز، تودر خاطرم بیای.....بزار باهات بخندم ....شادی کنم.....محبت ومهربونیتو به عالم  جاربزنم....بزار افتخار خدمت کردن وشادکردن بنده هات نصیبم بشه......چرا که زندگی درکنار مرگ قشنگه .....زندگی درکنار پستی و بلندی هاش معنا پیدا میکنه ....

مهربانترینم .... عزیزوآرام جانم......پناهم ده.....کمکم کن تادرراه توگام بردارم .....آنگونه که تومیخواهی.......

آخ که چقدرسبک میشم وقتی باهات حرف میزنم ...... خدایا  ،خدایا ، چقدر گفتم دنیاتو دوست ندارم . چقدرگفتم این دنیای بی روح رو نمیخوام .....دنیایی که همه یه نقاب دستشونه ودلشونو گم کردن ....دنیایی که همه یجورایی مبهوت وسرگردونن.

این بود رسم رفاقتمون !  مگه نگفتی صبرکنم .... مگه نگفتی عشق زمینی رو برام آسمونی میکنی .....مگه نگفتی یه دل قوی جلو روم میزاری تا به خاطربودنت بهش تکیه کنم . ....چرا خدایا ، زودترنگفتی بساطمو جمع کنم وبرم ..... من که چیزی نخواستم ، خواستم..... جزیه ایمان ویه کف دست معرفت .

الان که دارم اینو می نویسم ، درست وقت اذانه .... می خوام ازت قول بگیرم ....که دیگه تنهام نزاری ......دیگه منو جایی که خودت نیستی ، نبری..... دیگه پابندم نکنی....

نزار  گرفتار دلایی بشم که ازضعیف بودنشون عذاب بکشم .....نزار غصه ی نگاه هایی رو بخورم که عاشقن ، اما میترسن ..... نزار حرمت عشق زیرسوال بره ... مگه یادم ندادی واسه رسیدن ....واسه عاشق شدن .....واسه وصال باید گذاشت و گذشت ....پس چرا کمکم نمیکنی ، تواین دنیای لعنتی،  مشقای زندگی ودنیاموخوب بنویسم !..... بزار چشاموببندم وبگذرم .... بزار از دست بدم تا طعم شیرین بدست آوردن رو بچشم ....

ای خدای من ، دنیا تو ، با تمام آدماش ... باتمام محبت هاش ....بخشیدم به خاک ...دلمو بستم رو ورودشون !..... کلیدشم انداختم یه جای دور.....تا پیداش نکنم.

دلی که تو، توش باشی ...خودش کلیددلمو پیدا می کنه....اگه طالب باشه ....اگرم نبودکه ...چه بهتر....

خداجون ، میدونی ، زبون دل مارو فقط خودت میدونی وبس  .....پس بسته به کرم ومحبت وبزرگی خودته لطفتو، مهربانیتو، نعمتتو،  مثل همیشه شامل حالمون کنی. ..... و هرچی که داریم توزندگیمون،  از اون بزرگیته......میدونم هیچکاره ام ....اما خدا جون دل مارو همه جوره دریاب ....... بدون اون هیچی ندارم ها.......منم وهمین دلی که جایگاهش تویی.....نزار هوایی بشه .....نزاربه این سادگی ها راه بده ودلگیر بشه .....یادش بده آسون ببخشه و راحت دوست داشته باشه ...........بهش بگو آدما بی وفاتر از اونی هستن که نشون میدن ..... اونقدر بی وفان که حتی واسه خواسته شون ، حاضر نیستن کاری بکنن............ بگو نصف بیشترحرفاشون حرفه و باد هوا .....بگو یه دل بامرام اول وآخر عاشق عشقی چون تومیشه و بس ......

اما خداجون ازاین حرفا که بگذریم ، آدما با محبت بزرگ میشن وجون میگیرن .....پس چه خوبه که چشمه ی اون محبت ازتو جوشان باشه وسیراب کنه....


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری